عکسها و اتفاقات13ماهگی

سلاممممم گلم.
این پست مربوط به عکسها و اتفاقات این ماهته

برای دیدن مابقی عکسهات بریم ادامه مطلب...

قبل از اینکه عکسهاتو بذارم اینو بگم که تو این ماه 2 تا اتفاق برات افتاد.
یکی اینکه شما دست کوچولوت و سوزوندی.
دوم اینکه به خاطر در آوردن 3تا از دندونات چند روز تب شدید گرفته بودی و تو این چند روز اصلا لب به غذا نزدی.
داستان سوزوندن دستت اینه که خونه مادر جون اینا مهمان اومده بود من استکان چای رو گذاشتم روی میز شما آشپزخونه پیش دایی جون بودی نمیدونم کی خودتو رسوندی به میز و از اونجاییکه عاشق اینی که دستتو بذاری تو لیوان آب و بازی کنی فکر کردی که چای هم خنکه. منم که اصلا حواسم نبود فقط یه لحظه صدای جیغت بلند شد که من فورا دستتو گذاشتم زیر آب با این حال یه لایه پوستت اومد.فقط خدا رو شکر که سوختگیت درجه 2 اونم خفیف بود.خلاصه تا 12 روز هر روز یکی از آشناهامون که کارش این بود میومد و دستتو شستشو میداد و پانسمان میکرد.الان خدارو شکر دستت خوب شده و فقط یه خورده قرمزه که از وقتی مادر جون به دستت آلوئورا میزنه قرمزیش هم داره برطرف میشه.
حالا بریم سراغ عکسهات



اینجا هم یه شب که هوا خوب بود من و بابایی و شما رفتیم بوستان ملل
یکی از کارهای بامزه ای که انجام میدی هر جایی که پرده باشه میری زیرش ولت کنیم یه سره زیرش میمونی





عاشق این کارتم

اینجا هم محو تماشای تبلیغات آی فیلم شدی
آقا پسری که عاشق تلفنه و یه سره دستشه

فدات شم که همش در حالب قهر کردنی 

یه روز که هوا خوب بود من و بابایی شما رو بردیم پارک
فدات شم که همش محو تماشای بازی بچه هایی
فدای خنده هات
فدات شم گلم که عاشق نشستن روی مبلی
بازم یه روز دیگه من و شما و مادر جون رفتیم پارک

یه سری کلمات که بلد شدی بگی:
ماما (مامان). ب ب(بابا). چسم(چشم)
هر چیزی رو که میبینی میگی این چی چیه .این کلمه رو خیلی خوب تلفظ میکنی . هر وقت شیر میخوای میای پیشم میگی جی جی.
عزیزم.بهترینم خــــــــــــــیلی دوستت دارم.



عکسها و اتفاقات13ماهگی 
